همه ی ما خوب می دانیم که وقتی از علم حرف میزنیم با مجموعه ای از رشته های مختلف علمی که هر یک بخشی از نیازهای انسان را رفع میکند، سر و کار داریم، اگر به گذشته نگاه کنیم علوم در چند علم کلی خلاصه می شد و طبقه بندی خاص خودش را داشت. امروزه با گسترش علوم هر یک از علوم دارای رشته هایی و هر رشته نیز داری رشته های دیگری است و این از کل به جز تقسیم شدن خاصیت علم است یعنی هر چقدر درونش را بشکافی جزئی و جزئی تر می شود. البته بگذریم که حرکت علم یا اساسا نگاه به علم در شرق و در غرب چه بوده و هست و همچنین از بسیاری مباحث داغ حاضر که علم از نظر دین چیست و از نظر یک تجربه گرا علم چیست؟ بحث در رشته و دانشگاه فرهنگیان منظور است.
عمری است که از تاریخ آموزش و پرورش ما که خود تطبیقی از آ.پ غرب است می گذرد و ما همچنان بر سیبل گمراهی به سر می بریم و نمی دانیم که کجای این دایره ایستاده ایم. مشکلات زیادی گریبان گیر آ.پ ایران وجود دارد که حل آن نیازمند یک تحول بنیادین است که نه صرفا یک سند ایده آل باشد بلکه باید یک سندی قابل اجرا و بر اساس ابعاد استعداد های داخلی بنا شود.
ما در طول سالیان دراز از معلم به عنوان یک آچار همه کاره استفاده کرده ایم، در طول ادوار مختلف با مشکل کمبود نیروی مشغول به خدمت دچار بوده ایم و همیشه نیز همین را به عنوان دلیلی برای استفاده از معلمان در چندین رشته در مدارس ابتدایی استفاده کرده ایم و این چیزی جز کمیت گرایی نبوده است، اگر ما در عرصه ارزشیابی تحصیلی رویکرد کیفی را پیش گرفته ایم، بیاییم در این عرصه نیز وارد شویم و معلمان را نه به عنوان یک وسیله چندین کاره بلکه به عنوان انسانی که بر یک رشته ی درسی تخصص کافی و لازم دارد نگاه کنیم تا بتوانیم کیفیت را جا بیندازیم، تا بتوانیم علاقه ها را که همانا علاقه عنصر عجیب در تغییر است را مورد متوجه قرار دهیم. اگر دانش آموزان قرار است در یک جامعه ای زندگی کنند که الگوی های کثیر دارند و هر لحظه در موقعیت های انتخاب این الگوها قرار دارند، پس لازم است که او در ابتدای زندگی خودش نه یک معلم، بلکه چند معلم با شخصیت های مختلف را تجربه کند و این تاثیری شگرف بر شخصیت در حال شکل گیری دانش آموزان دارد. او می تواند بین الگو قرار دادن یک معلم خوب یا بد انتخاب کند. از تاثیر مثبت غیر قابل انکار امر آموزش در صورتی که معلمان به صورت تخصصی تقسیم بندی شوند نمی توان چشم پوشید.
دانشجویان ورودی در دانشگاه فرهنگیان در رشته های مختلف تحصیلی درس خوانده اند و نمی توان بدون در نظر گرفتن این امر همه را در یک مسیر قرار داد و از همه در همه جا استفاده کرد و این ظلم به معلم است بلکه از این بالاتر ظلم به انسان که بدون در نظر گرفتن استعداد و علاقه ی شخص او را در مسیر غیر تخصصی خود قرار دهیم. نمی دانم چرا جامعه ما خود را به سختی می اندازد در حالی که می توان از همین افراد با کیفیتی باور نکردنی بهترین بهره را برد که موفقیت را در پی داشته باشد، اما ما چه می کنیم، از سوزن به جای بیل برای حفر زمین جهت رسیدن به گنج استفاده می کنیم؟!!
برچسب:
نویسنده: النا شریفی